ArticlesStatesmenWoman e-zineًRestorationAYAM contemporary Historical ReviewO.HistoryPublicationsViewpoints and untold eventswith caravan of history(doc)Foreign Policy StudiesNewsمصاحبهwith caravan of history(photo)conferences
صفحه اصلی » رجال » سليمان ميرزا اسکندري

کلمات کليدی :
 همه کلمات
تک تک کلمات

 

نشریه الکترونیکی بهارستان

138

غزه در آتش و خون

 

 

رقص چوبها به مناسبت کودتای 28 مرداد

 

 

پیشینه فرش

 

 

زندگی و اقدامات لارنس آلمانی در ایران
مطیع ترین وزیر امور خارجه ایران
سهم  ساواک در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی
محمد باقرخان تنگستانی

اخبارNEWS

فروشگاه مجازي موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران افتتاح شد  |+| بزودی آغاز به کار وب سايت جديد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران

Google

تاریخ و جلوه های عزاداری امام حسین(ع)در ایران با تکیه بر دوران صفویه

 

 

چند قطره خون برای آزادی

 

 

زندگی سیاسی و اجتماعی آیت الله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری

 

فصلنامه تاریخ معاصر 61-62

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 61-62

 

فصلنامه تاریخ معاصر 63

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 63

کتابفروشی سرای تاریخ

Adobe Reader V 8.0

20.8 MB

 

سليمان ميرزا اسکندري 

 

اکبر مشعوف

 

سليمان ميرزا در سال 1242 در تهران متولد شد. برخي تاريخ تولد او را سالهاي 1241، 1255، 1256 نيز آورده‌اند. او پسر محسن ميرزا کفيل‌الدوله و او فرزند محمدطاهر ميرزا است که کتاب سه تفنگدار الکساندر دوما را به فارسي ترجمه کرده است. محمدطاهر ميرزا فرزند اسکندر ميرزا و او فرزند ششم عباس ميرزا پسر فتحعلي شاه قاجار است. سليمان ميرزا پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي و آموختن مقدمات عربي وارد مدرسه دارالفنون گرديد و از آنجا ديپلم گرفت. 1 سپس به پيروي از نياکان خود وارد عرصه فرهنگ شد و در حدود سال 1318ق روزنامه عيوق را منتشر کرد که مطالب آن مورد پسند ميرزا علي‌اصغر خان امين‌السلطان، صدراعظم، واقع نشد و بلافاصله توقيف گرديد. پنج سال بعد مدرسه محسنيه را داير کرد که به سبب دشمنيها و مخالفتها با معارف جديد عمر زيادي نکرد. در همين دوران در بعضي مدارس پايتخت به تدريس رياضي پرداخت. در سال 1324 ق وارد خدمات دولت شد. نخست در نظميه به کار پرداخت؛ سپس در اداره کل گمرک مشغول شد و مدتي بعد به کرمانشاه رفت تا ضمن خدمت در ادارۀ گمرک، رياست کل پست آنجا را هم بر عهده بگيرد. 2 او که از اعضاي مجمع آدميت بود پس از ورود به محل مأموريت خويش در صدد تهيۀ مقدمات تأسيس شعبۀ مجمع آدميت برآمد و چون آگاه بود که جامعۀ بي‌سواد هرگز ترقي نمي‌يابد براي بزرگسالان کلاس درس باز کرد و در آن کلاس به تدريس حساب و خواندن و نوشتن پرداخت.

 

سليمان ميرزا که از اعضاي انجمن آدميت بود، به همراه برخي از اعضا انجمن را ترک کردند و جمعيتي به نام انجمن حقوق برپا داشتند. ناشر افکار اين انجمن روزنامه حقوق بود که سليمان ميرزا اداره مي‌کرد و برادرش يحيي ميرزا در اين کار به وي مدد مي‌رساند. خبر آغاز انتشار اين روزنامه در شماره 74 روزنامه حبل‌المتين تهران، مورخ دوشنبه يازدهم جمادي‌الآخر سال 1325 چنين درج شده است: «روزنامه حقوق اثر خامۀ عنبرين شمامۀ نواب والا سليمان ميرزا، به تازگي در تهران طبع شده و بهترين ميدان براي حقوق ملي است. غرض اصلي از نشراين فرخنده نامه آن است که ملت را به حقوق خود آشنا سازد تا بعد از اين ملتفت باشند و حقوق خود را از دست ندهند». 3 سليمان ميرزا در دوره دوم مجلس شوراي ملي از اراک انتخاب شد ولي اعتبارنامه او رد شد و بعداً در جلسه 23 مورخ چهارشنبه هشتم ذيحجه 1327 از طرف مجلس شوراي ملي به جاي برادرش يحيي ميرزا که فوت نموده بود انتخاب و وارد مجلس شد. (در دوره اول و دوم رسم اين بود که، اگر نماينده‌اي استعفا يا فوت مي‌کرد، مجلس مستقيماً کسي را به جاي او برمي‌گزيد).

 

سليمان ميرزا پس از درآمدن در رديف نمايندگان، به گروه دمکرات پيوست و پس از قتل سيد عبدالله بهبهاني، به جاي تقي‌زاده ليدر اين فراکسيون شد. در سال 1290مدتي پس از اين که مجلس شوراي ملي به دستور ابوالقاسم خان ناصرالملک نايب‌السلطنه منحل شد، سليمان ميرزا و جمعي از آزاديخواهان دستگير و به قم تبعيد شدند. وي، پس از چند ماه، به پايتخت بازگشت و در حدود 1292 در وزارت داخله متصدي امور مرکز شد. 4 در سال 1293 به عنوان نماينده اصفهان به مجلس سوم راه يافت و ليدر فراکسيون دمکرات بود. در جريان جنگ اول جهاني به علت ضديت با روسيه تزاري و استعمار بريتانيا بسان برخي از رجال آن دوره به آلمان گرايش يافت. در آبان 1294 به علت حرکت نيروهاي روسيه به سمت تهران به همراه ساير نمايندگان و رجال ملي به قم رفت و در آذر ماه رياست کميته دفاع ملي را به دست گرفت. سپس به همراه سايرين راهي کرمانشاه شد و با دولت نظام‌السلطنه مافي همکاري کرد. در بهمن 1296 هنگامي که در ميان ايل سنجابي بود توسط ارتش بريتانيا دستگير و در هندوستان زنداني و تبعيد شد.

 

پس از کودتاي 1299 از هندوستان مخفيانه به همدان آمد و پس از عزل سيد ضياء طباطبايي به طور علني راهي تهران شد. در 1300 به نمايندگي مردم تهران در مجلس چهارم انتخاب شد و به اتفاق سيد محمدصادق طباطبايي حزب سوسياليست را تشکيل داد. در اين دوران، سليمان ميرزا از سوي دولت شوروي به عنوان رهبر نيروهاي چپ ايران شناخته مي‌شد و مورد اعتماد آنان بود. او در سال 1301 با دولت قوام‌السلطنه به مخالفت برخاست و به همراه محمدصادق طباطبايي به تلاش در راه تحکيم قدرت رضاخان پرداخت. سليمان ميرزا در شهريور 1302 به همراه ميرزا کريم خان رشتي، محمدصادق طباطبايي و امير لشکر خدايار خان يک پيمان مخفي اتحاد با رضاخان امضا کرد و به عضويت کميته مخفي درآمد که جلسات آن در خانه رضاخان برگزار مي‌شد. در آبان 1302 در اولين کابينه رضاخان وزير معارف شد. در بهمن 1302 از تهران به مجلس پنجم راه يافت. در 27 مرداد 1303 با استيضاح دولت رضاخان توسط مدرس و 12 نماينده ديگر مخالفت کرد. در آبان 1304 به خلع سلسله قاجاريه رأي مثبت داد. مع هذا در آذر ماه همان سال در مجلس مؤسسان به انتقال سلطنت به سلسله پهلوي رأي ممتنع داد. او در نخستين سالهاي سلطنت رضاشاه، که هنوز روابط شاه جديد با دولت شوروي حسنه بود، به همراه ميرزا شهاب راوري کرماني (پدر مظفر بقايي کرماني) هدايت حزب سوسياليست را به عهده داشت و در سال 1306 به همراه حاج امين‌الضرب، شيرواني، دشتي، فرخي يزدي، حاج ميرزا حبيب‌الله امين، نيکپور و حاج ميرزا علي‌اصغر قيصريه براي شرکت در جشن دهمين سالگرد انقلاب اکتبر به روسيه رفت.

 

سليمان ميرزا پس از ترک مسکو به آلمان رفت و با مرتضي علوي و چند نفر ديگر که از بنيانگذاران فرقه جمهوري انقلابي ايران بودند، ديدار کرد. از آنجا به پاريس رفت و با مارسل کاش دبيرکل حزب کمونيست فرانسه و سردبير روزنامه اومانيته، ملاقات کرد. سليمان ميرزا از آن پس تا سقوط رضاشاه در شهريور 1320 خانه نشين و دور از فعاليتهاي سياسي بود. پس از تأسيس حزب توده در 15 مهر 1320 و برگزاري نخستين جلسه هيئت مؤسسان آن، سليمان ميرزا به دليل پيشينۀ تشکيلاتي خود و مقبوليتي که در بين اعضاي مؤسس حزب توده داشت، در رأس حزب قرار گرفت. او در اولين انتخابات بعد از رضاشاه، از تهران نامزد نمايندگي شد اما در جريان انتخابات، در 16 دي ماه 1322 در تهران درگذشت و در امامزاده عبدالله به خاک سپرده شد. سليمان ميرزا اسکندري کمونيست نبود و تا آخر عمر پايبند به احکام ديني باقي ماند، اما به دليل انديشه سوسياليستي نگاهش به دولت شوروي مثبت بود. از او ترجمه کتاب رموز ملل اثر اوژن سو انتشار يافته است.

 

______________________________

 

1. ابراهيم صفايي، نمايندگان ملت: بيوگرافي اول سليمان ميرزا ([بي جا]: انتشارات رهبران مشروطه، 1349)، ص 5.

2. سليمان امين‌زاده، «اسکندري، سليمان ميرزا»، فرهنگ ناموران معاصر ايران، ج2، ص 526 ـ 527.

3. اقبال يغمايي، وزيران علوم و معارف و فرهنگ ايران (تهران: مرکز نشر دانشگاهي، 1357)،ص 246.

4. اقبال يغمايي، «سليمان ميرزا»، آموزش و پرورش، 42 (فروردين 1352): ص 414. 




نام:                
*رايانامه( Email):
موضوع :
*نظر شما:


تماس با ما : 38-4037 2260 (9821+) - Info@iichs.org

کليه حقوق اين سايت متعلق به موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران مي باشد
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تاييد آن نيست

استفاده از منابع اين سايت با ذکر ماخذ مجاز است
بهترین حالت نمایش: IE8 یا نسخه بالاتر