ArticlesStatesmenWoman e-zineًRestorationAYAM contemporary Historical ReviewO.HistoryPublicationsViewpoints and untold eventswith caravan of history(doc)Foreign Policy StudiesNewsمصاحبهwith caravan of history(photo)conferences
صفحه اصلی » نکته ها وناگفته ها » پاسخ به تاريخ

کلمات کليدی :
 همه کلمات
تک تک کلمات

 

نشریه الکترونیکی بهارستان

138

غزه در آتش و خون

 

 

رقص چوبها به مناسبت کودتای 28 مرداد

 

 

پیشینه فرش

 

 

زندگی و اقدامات لارنس آلمانی در ایران
مطیع ترین وزیر امور خارجه ایران
سهم  ساواک در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی
محمد باقرخان تنگستانی

اخبارNEWS

فروشگاه مجازي موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران افتتاح شد  |+| بزودی آغاز به کار وب سايت جديد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران

Google

تاریخ و جلوه های عزاداری امام حسین(ع)در ایران با تکیه بر دوران صفویه

 

 

چند قطره خون برای آزادی

 

 

زندگی سیاسی و اجتماعی آیت الله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری

 

فصلنامه تاریخ معاصر 61-62

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 61-62

 

فصلنامه تاریخ معاصر 63

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 63

کتابفروشی سرای تاریخ

Adobe Reader V 8.0

20.8 MB

 

پاسخ به تاريخ 
پاسخ به تاريخ 
به تقریر محمدرضا پهلوي
 
 
 

» کشف رضاخان و دوستي با سيد ضياء‌‌الدّين طباطبايي

» انرژي هسته‌اي 

» قيمت عادلانه نفت

» عامل ثباتي که خود ثباتي نداشت

» انقلابي بزرگ در جهت ارتقاء و پيشرفت زنان ايراني 

 

 

» کشف رضاخان و دوستي با سيد ضياء‌‌الدّين طباطبايي
 
فرهاد قليزاده
 
محمدرضا پهلوي در کتاب خود پاسخ به تاريخ در بخشي که به توضيح چگونگي سردار سپه شدن و پس از آن هم شاهنشاهي پدر ـ رضاخان ـ مي‌پردازد به صورت خيلي مختصر و گذرا اشاره به نظر ژنرال آيرونسايد نسبت به رضاخان و ارتباط و دوستي وي با سيد ضياء‌الدين طباطبائي عامل سرشناس انگليسها و نيز نقش‌آفريني سيد ضياء در ماجراي کودتاي 1299 مي‌کند و در ادامه هم به ارتباط و نزديکي اين عامل سرشناس با خود اذعان مي‌نمايد. اين فراز از صحبتهاي او که بصورت گذرا بيان مي‌شود حاوي هزاران نکته باريک‌تر از موي است که بر اهل تحقيق و تتبع در حوزه تاريخ که قدري به موضوع کودتاي سوم اسفند 1299 و روي کار آمدن و به سلطنت نشستن رضاخان غور و بررسي کرده باشند پوشيده نيست. محمدرضا مي‌گويد:
 
              پس از انقلاب اکتبر، پدرم افسران روس را که غالباً مخالف بلشويکها بودند، از تيپ قزاق اخراج کرد و فرماندهي آنرا بعهده گرفت. در اين هنگام وي دو هزار و پانصد تن سواره نظام با تجربه در اختيار داشت و از محل استقرار نيروهايش در قزوين، به قصد نجات کشور عزم تهران کرد و احمد شاه را در سوم اسفند 1299 وادار به تغيير حکومت نمود. از قول ژنرال انگليسي آيرنسايد نقل کرده‌اند که «رضاخان تنها مردي است که مي‌تواند ايران را نجات دهد.»
              يکي از يارن پدرم در اين قيام سيد ضياء‌الدين طباطبائي روزنامه نويس جوان بود که به هواداري از انگليسها شهرت داشت. احمدشاه سيدضياء‌الدين را مأمور تشکيل دولت کرد، ولي وي پس از يکصد روز حکومت، بخواست پدرم که مايل بود آزادي عمل بيشتري داشته باشد، ايران را ترک کرد. 1 و 2
 
چيزي که حائز اهميت است و بايد مورد لحاظ قرار گيرد، وجه قرابتي است که بين افراد ذکر شده، با رضاخان وجود دارد چرا که اين نزديکي بي سبب نبوده و افراد مذکور نقش بسزايي را در کشف و به قدرت رساندن رضاخان ايفاء کرده‌اند که با توجه به فضاي موجود کشور چنين امري بدون حمايت ايشان و يکي از قدرتهاي خارجي ذينفوذ اساساً امکانپذير و ميسور نبود. اينکه خود محمدرضا نيز در فرازي ديگر از صحبتهاي خود به اين موضوع اذعان دارد و چنين مي‌گويد:
 
              از سال 1857، که قرارداد پاريس منعقد شد، تا سال 1921 هيچيک از دولتهاي ايران نتوانست، تصميمي بگيرد، سربازي جابجا کند، قانوني بگذراند مگر آنکه توافق يکي از سفارتين روس و يا انگليس را جلب کرده باشد، و يا توافق هر دوي آنها را!
              سياست کشور ما، اگر بتوان اصطلاح سياست را در اين مورد بکار برد، در سفارتخانه‌هاي روسيه و بريتانيا تدوين مي‌شد و اين دو دولت با ايران رفتاري بس تحقيرآميز داشتند. به دولت ايران دستور مي‌دادند، ايران را تهديد مي‌کردند و گه‌گاه براي ارعاب ايران چندصدتن سرباز در سواحل خليچ فارس پياده مي‌کردند و تنها بعضي از ايلات شجاع چاه‌کوتاهي و تنگستاني بودند که به ابتکار خود در مقابل آنان مقاومتي نشان مي‌دادند.3
 
بدين ترتيب بر طبق اظهارات خود محمدرضا که ذکر آن به ميان آمد، سؤالي که به ذهن هر خواننده‌اي متبادر خواهد شد اين است که پس در چنين فضا و شرايط سياسي‌اي در کشور که هيچ کاري بدون اذن يکي از دولتهاي انگليس و شوروي در ايران قابل تصوّر نبود، رضاخان چگونه ‌توانست اين مدارج قدرت را يکي پس از ديگري بدون هيچ مانع و رادع جدّي‌اي بپيمايد و موفق به تغيير حاکميت و نشستن بر کرسي سلطنت گردد؟ اين سؤالي است که محمدرضا توضيحي براي آن نمي‌دهد و صرفاً به بيان رؤوس و فهرست وقايع مي‌پردازد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. سيد ضياء‌الدين طباطبائي پس از جنگ دوم جهاني و خروج پدرم از ميهن، به ايران بازگشت و يک حزب سياسي تشکيل داد که با من چندان موافق نبود ولي در اواخر عمر از دوستان و نزديکان من بود.
2. محمدرضا پهلوي.  پاسخ به تاريخ. مرد امروز، ص 36ـ37.
3. همان، ص27ـ28.

 

 

» انرژي هسته‌اي

پيشرفت بشر و ادامه برنامه‌هاي اقتصادي و اجتماعي کشورهاي جهان هنوز بستگي تام به نفت دارد. توسعه اقتصادي نيز منوط به ادامه وصول درآمد نفت است که در سال 1977 به 21 ميليارد دلار بالغ شده بود. در حدود سي سال ديگر که تداد نفوس ايران به 65 ميليون نفر بالغ خواهد شد، منابع نفتي ما به پايان مي‌رسد. براي آن زمان از هم اکنون بايد چاره انديشيد، سياست چيزي نيست جز هنر پيش‌بيني.

در نتيجه ما بر آن شديم که نيروگاههاي بزرگ توليد برق اتمي بسازيم. دو نيروگاه اول که در نزديکي بندر بوشهر ساخته مي‌شد به آلمانها سفارش داده شد و قرار بود به ترتيب در سالهاي 1358 و 1359 به پايان برسد و يکسال پيش متجاوز از هشتاد در صد کارهاي آن انجام شده بود. نيروگاههاي سوم و چهارم که در کنار شط کارون احداث مي‌گرديد، به فرانسه سفارش داده شده بود و تاريخ پايان ساختمان آنها به ترتيب 1362 و 1363 بود. اکنون ساختمان اين نيروگاهها تعطيل و تمام وجوهي که مصرف آنها شده بود به دور ريخته شده است. احداث چهارده نيروگاه ديگر نيز در دست بررسي بود و سرانجام مي‌بايست قدرت توليد برق اتمي ما به 2500 مگاوات برسد.
 
در بهار سال 1977 به دعوت ايران، پانصد تن از کارشناسان برجسته اتمي جهان براي بررسي درباره استفاده صلح‌آميز از نيروي اتم در توسعه اقتصادي و چگونگي ترتيب همکاري بين‌المللي در اين زمينه، در شيراز گرد هم آمدند. در پاسخ پيامي که رئيس جمهوري ايالات متحده به مناسبت اين کنفرانس برايم فرستاد، من صريحاً يادآور شدم که بايد از بروز هرگونه هرج و مرج و فقد مسئوليت در استفاده از نيروي اتم اجتناب کرد، و گرنه انسانيت با مخاطرات جدي روبرو خواهد شد. در اين پيام اضافه کرده بودم که کوشش ايران فقط در زمينه استفاده غيرنظامي از نيروي اتم است و در اين راه با کليه کشورهاي علاقمند جهان همکاري خواهيم کرد.
 
... پس از بهمن 1357 همه طرحهاي بزرگ ايران در خارج با اشکالتراشي و مقاومت روبرو شد و آنها را "تحقق ناپذير" و ناممکن جلوه دادند. حال آنکه همين دولتها و مقامات يکسال پيش از آن با شوق و التماس در مقام جلب سفارشها و قراردادهاي اجراي آن بودند. گفته شد برقي کردن شبکه خطوط ايران جاه‌طلبانه و غير ممکن است. ساختمان راه‌آهن زيرزميني تهران، بلندپروازي و تحقق‌ناپذير است. شاهراه جنوب به تهران، بي‌فايده و ناممکن است. ساختمان شاه‌لوله گاز به شوروي غير مقدور است و ... 1
 
[البته اعليحضرت همايوني بايد زنده بودند و مي‌ديدند، همۀ آنچه که به زعم ايشان بلند پروازي و دست‌نايافتني مي‌نمود، فراتر از نظر ايشان، هم اکنون به مدد ايمان و توکل به خداوند باريتعالي و تنها با اتکاء به نيروي توانمند و استعداد داخلي و پشتکار جوانان غيور، با ايمان، دانشمند و خودباور ايراني، عليرغم تمامي دشمني‌ها، سنگ‌اندازيها، کارشکني‌ها، تحميل جنگ و تحريمهاي ظالمانه دولتهاي زورگوي غربي و در رأسشان آمريکا، متحقق و به منصحه ظهور رسيده است و روز به روز هم به اين افتخارات افزوده مي‌شود؛ کما اينکه در بُرهه کنوني نيز همانطور که مشاهده مي‌شود بزرگترين دغدغه کشورهايي چون آمريکا، انگليس، اسرائيل و ديگر متحدين غربي و منطقه‌اي‌‌شان، چالش با فناوري صلح‌آميز هسته‌اي و متوقف نمودن رشد روزافزون علمي و تکنولوژِي دانشمندان توانا و با استعداد ايراني است و مي‌بينيم که در اين راه از هيچگونه اقدام رذيلانه و جنايتکارنه‌اي فروگذار نيستند؛ دست به ترور دانشمندان و فرزندان عزيز ما مي‌زنند، تهديد مي‌کنند، دارائيهاي ما را در خارج از کشور بلوکه مي‌کنند، مبادلات اقتصادي، بانکي و پولي ما را مختل مي‌کنند و قص عليهذا تا شايد بدين طريق بتوانند به خيال خام خودشان فراتر و مهمتر از موارد مذکور، مانع از الگو شدن جمهوري اسلامي ايران در منطقه و به تبع آن بيداري و تبعيت مردم مسلمان آن از اين الگوي عيني و عملي در پيش روي خود شوند که مهمترين پيامي که با خود به ارمغان آورده است اين است که: باري، نه تنها مي‌توان در مقابل باج‌خواهي و زياده خواهي تمامي کشورهاي زورگو و مستکبرين عالم با تمام عِدّه و عُدّه و شيطنتها و خباثتهايي که دارند ايستاد و آنها را به عقب راند بلکه مي‌توان با خودباوري، اعتماد به نفس و استعانت از خداوند متعّال و ايمان و اتکاء به توان و استعداد داخلي و بر اساس فرهنگ و اعتقاد خود، قلّه‌هاي مرتفع علم و فنّاوريهاي روز دنيا را در نورديد و در بسياري از آنها هم، حتي سرآمد جهانيان شد].
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. محمدرضا پهلوي، پاسخ به تاريخ، [بي جا: مرد امروز، ۱۳؟]، صص 93ـ95. [از منابع مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران به شماره کنگره DSR‎ ۱۵۰۰ /م‏۳پ‏۲۳].

 

 

 » قيمت عادلانه نفت

لازمه سياست قيمت عادلانه نفت آن بود و هست که مرحله به مرحله و به تدريج، در قيمت فروش نفت تجديد نظر شود تا کشورهاي مصرف کننده و بخصوص ممالک صنعتي بتواند اقتصاد خود را با آن تطبيق دهند. به همين سبب بود که پيشنهاد کردم براي اجتناب از ورود در يک دور تسلسل باطل و جهنمي، ميان کشورهاي صادرکننده نفت و ممالک عمده مصرف کننده از جمله اعضاي سازمان همکاري و توسعه اقتصادي، يعني کشورهاي بزرگ صنعتي غرب، هماهنگي‌هاي لازم از طريق مذاکرات جدي و مستمر بوجود آيد و قيمت نفت بر اساس توافق آنها در حدي که براي اقتصاد جهان قابل تحمل باشد، تعيين گردد.

بعداً درباره پيشنهادهاي ديگر خود در زمينه راه و روشهاي اجتناب از پيدايش يک بحران اقتصادي جهاني سخن خواهم گفت:
 
             عجب نيست اگر به اشاره و اغواي گروههاي فشار بين‌المللي، وسايل ارتباط جمعي جهان غرب فقط به قسمت اول پيشنهادهاي من يعني افزايش قيمت نفت توجه کردند و نه به مجموع آنها. همچنين پيشنهاد کرده بودم که ميزان عوارض و مالياتي که کشورهاي صنعتي وارد کننده نفت از فروش آن در داخل سرزمين خود وصول مي‌کنند به يک برابر قيمت خريد محدود شود، يعني آنچه خزانه کشورهاي مصرف کننده از محل نفت دريافت مي‌کند، بيش از آنچه حاصل ممالک توليدکننده مي‌شود، نباشد. اما کسي به اين پيشنهاد هم توجه نکرد. زيرا بهانه تبليغات بر اساس گراني نفت و تورم را عليه کشورهاي توليد و صادرکننده کاملاً سلب مي‌کرد.
              روزنامه لوموند، که همواره مخالف سياست ايران و شخص من بوده است در مقاله‌اي که در ضميمه ديپلماتيک خود به تاريخ مارس 1979 تحت عنوان "بحران نيرو و قيمت نفت" انتشار داد، همه اين استدلالها را تائيد کرد.
              در اين مقاله که پنج سال و سه ماه، پس از کنفرانس تهران انتشار يافت همه آنچه من گفته بودم، مورد تائيد قرار گرفته و بر ضرورت و لزوم فروش نفت به قيمتي عادله صحه گذاشته شده است. در اين مقاله به رسوائي غير قابل قبول اتلاف ساليانه 120 ميليارد متر مکعب گاز در جهان، که بي‌حاصل و بي مصرف سوزانده مي‌شود، اشاره شده و به صراحت ذکر گرديده که سهم ماليات و عوارض داخلي در قيمت نفت در کشورهاي صنعتي بيش از قيمت خريد آن از ممالک صادرکننده است. 1
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. محمدرضا پهلوي، پاسخ به تاريخ، [بي جا: مرد امروز، ۱۳؟]، صص 87-89. [از منابع مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران به شماره کنگره DSR‎ ۱۵۰۰ /م‏۳پ‏۲۳].

 

 

»  عامل ثباتي که خود ثباتي نداشت  

هنگامي که من از قدرتهاي بزرگ غربي مصراً مي‌خواستم که به انديشه بهره‌برداري از منابع نيروي جايگزين نفت باشند، کسي به اهميت اين موضوع توجه کافي نکرد و هنگامي که کشور ما کوشيد خود به اين سياست جامه عمل بپوشاند در راه پيشرفت ما کارشکني و ايجاد موانع بسيار کردند.

من بارها به دو رئيس جمهور و يک معاون رئيس جمهور آمريکا گفتم که کشور آنها که تواناترين ممالک جهان غير کمونيست است. نبايد و نمي‌تواند به خود اجازه دهد که تأمين نفتش در گرو ممالک ديگر باشد.
 
آيا آنها اين گفته مرا بياد دارند؟ البته اکنون کوشش ايالات متحده بر اين است که سياست کاهش وابستگي خود را به منابع نيروي خارجي به مرحله اجرا درآورد و "بحران ايران" را موجب اجراي اين سياست قلمداد مي‌کنند. ولي امروز ديگر اين سخن بهانه‌اي بيش نيست.
 
ظاهراً کاهش صدور نفت ايران به خارج، موجب بروز يک «هراس واقعي در کشورهاي صنعتي جهان» شده و اين بيم و نگراني به ممالک در حال توسعه نيز تسري يافته است.
 
واقعيت اين است که از وقتي که من از صحنه سياسي و اقتصادي جهان کنار رفته‌ام، يک تهاجم همه جانبه‌اي عليه تعادل و ثبات اقتصادي و سياسي دنيا آغاز شده است که بيش از همه متوجه قدرتهاي بزرگ غربي است. اين بحران در حقيقت وسيله‌اي است براي ايجاد و گسترش عدم ثبات در خاورميانه و در اقتصاد جهاني.
 
بهمين سبب امروزه عقيده عمومي بر اين است که حوادث اخير ايران تعادل قوا را در جهان بهم زده و «وضع جديدي» بوجود آورده است که انسانها بايد خود را با آن تطبيق دهند. متأسفانه اين وضع جديد، چيزي جز هرج و مرج و نابساماني نيست و اين بيان دعوتي است از انسانها که خود را با نابسامانيها منطبق سازند، يعني آنها را بپذيرند.
 
چرا بايد چنين باشد، چرا انسانها نبايد بتوانند با سياستي مدبرانه اوضاع را تحت تسلط آورند؟ آنچه من مي‌خواستم، پيش‌بيني و پيش‌گيري از اين نابساماني و هرج و مرج بود، که سالها پيش از ديگران فرارسيدن آن را احساس و مشاهده مي‌کرديم، من بارها گفتم و تکرار کردم که آينده ايران ديگر نبايد در گرو نفت باشد. من بارها گفتم که مردم زمان ما با سرعتي وصف ناپذير، ذخائري را که طي ميليونها سال فراهم آمده مصرف مي‌کنند. طبق پيش‌بيني‌هاي کنفرانس جهاني نيرو که در استانبول منعقد شد، در صورت ادامه آهنگ فعلي مصرف نفت در جهان، ذخائر شناخته شده تا سي و هفت سال ديگر به پايان خواهد رسيد. بعداً چه خواهد شد؟ 1
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. محمدرضا پهلوي، پاسخ به تاريخ، [بي جا: مردامروز، ۱۳؟]، صص 92ـ93. [از منابع مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران به شماره کنگره DSR‎ ۱۵۰۰ /م‏۳پ‏۲۳].

 

 

» انقلابي بزرگ در جهت ارتقاء و پيشرفت زنان ايراني

تلاش مداوم شهبانو براي ارتقاء و پيشرفت زنان ايراني با موانع و مشکلاتي ناشي از سنتهاي قديم و باورهاي اجتماعي روبرو مي‌شد که لازم آمد به تدريج در رفع آنها اقدام شود. اندک اندک در مناطق مختلف کشور کلاسهاي مختلط بوجود آمد، زنان پذيرفتند که پزشکان مرد به معاينه و مداواي آنان بپردازند، رفت و آمد پرستاران زن موتورسوار که براي انجام خدمات درماني به روستاها مي‌رفتند امري عادي شد. همه اينها انقلابي بزرگ در زندگي روستاها و شهرهاي ايران بود. 1

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. محمدرضا پهلوي. پاسخ به تاريخ. [بي جا: مرد امروز، ۱۳؟]، ص133. [از منابع مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران به شماره کنگره DSR‎ ۱۵۰۰ /م‏۳پ‏۲۳]. 

 
صفحه

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

 



نام:                
*رايانامه( Email):
موضوع :
*نظر شما:


تماس با ما : 38-4037 2260 (9821+) - Info@iichs.org

کليه حقوق اين سايت متعلق به موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران مي باشد
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تاييد آن نيست

استفاده از منابع اين سايت با ذکر ماخذ مجاز است
بهترین حالت نمایش: IE8 یا نسخه بالاتر