آن فرزند عباس ميرزا، آن پدر ناصرالدين شاه، محمدشاه قاجار از مهمتر
كارهايش آنكه در حياتِ خود دو بار به هرات لشكر كشيد و هر دو بار بور شد.
ديگر از مهمتر كارهايش آنكه صدراعظم فراهانيش را كشت بي آنكه يك قطره
خون از دماغش بيايد، و اين را از كرامات محمدشاه دانستهاند. وي را
گفتند: چرا چنين كشتي؟ گفت: در جواني مرا عهدي بود با وي كه هرگز خونش
نريزم.
برخي در علل مرگ او گفتند: آكلة شتري داشته و بدان سبب از دنيا شده. زين
سخن از كلة بسيار كسان اسفناج سبز شد.
صفر اسماعيل خان قراجهداغي كه آيينه و حلواي ميرزا قائممقام فراهاني را
جلو جلو ميبرد از اشقيا بود و سرهنگ فراشخانه بود و ميرغضب باشي بود و
اًَلْپَر بود. آخرالامر آنقدر ميرزا قائممقام را اِشكلك داد تا ناتوان
شد، ليك دم نياورد، سمبه پر زور بود. زير لب زمزمه كردي: «اُلُب اُلُب
سنگِ سُرُب.
نقل است كه صفراسماعيل به سبب آن ستمها به قولنج ايلاووس بادِ يامان گرفت
و راه كرباس محله را گز كرد.
القصه؛ گفتهاند در زمان كُشاندن ميرزا، در آن تنگ كلاغ پر، آردِلِ ابرو
پاچه بزيِ قصيالقلب آنقدر بر سر و روي ميرزا زد كه از دستش خون آمد و
قَسَم سلطانِ اسمال قربان، باطل شد. قتل آن خسته با شمشير صفراسماعيل خان
تقدير نمود. جان سختي ميكرد. دستمال در حلقش تپاندند و جانش ستاندند.
بعد از وفات در خوابش ديدند وي را گفتند: مرگ را چگونه ديدي؟ گفت: اي بسا
كسان كه بر پشتِ زمين ميروند و ايشان مردگانند و اي بسا كسان كه در شكم
خاك خفتهاند و ايشان زندگانند.
----------------------------------------------------------
ضرب المثل
پيش از آنكه به
اين ضربالمثل بپردازيم دو واژة بوجار
و لنجان را معني ميكنيم:
بوجار
: به كسي ميگويند كه شغلش پاك كردن غلات
و حبوب باشد، كسي كه خرمن را باد ميدهد،
كمدار. بوجاري يعني پاك كردن غلات و حبوب
از خاك و خاشاك.
لنجان
: از توابع اصفهان است و بسيار حاصلخيز
كه به لطف زاينده رود كشاورزي پررونقي
دارد.
دربارة
اين مثل بايد گفت: براي بوجار بسيار مهم
است كه باد از كدام سمت ميوزد، چرا كه
در پي جمع كردن علوفه است و اگر باد از يك
طرف بوزد اين منظور بهتر ميسر ميشود.
اما براي بوجار لنجان تفاوت چنداني
ندارد كه باد از كدام طرف بوزد. هر طرف كه
باد بوزد به همان سر مايل ميشود چرا كه
به سبب رونق كشاورزي، گرد آوردن علوفه
برايش اهميتي ندارد.
اين
مثل در مورد افرادي گفته ميشود كه
همواره به سمت مركز قدرت رو ميآورند و
عقيدة پا برجايي ندارند.
|