شماره هفدهم


 

بوي خوش نفت

جلال فرهمند

      با شروع دهه پنجاه شمسي و بالا رفتن يكباره قيمت نفت، ميلياردها دلار ارز بيش از پيش‌بينهاي انجام شده به خزانه ايران وارير گرديد. (يعني چيزي حدود چهار برابر) بودجه‌هاي عمراني و غير از آن ناگهان در ميانه راه دچار جهشي پرتابي گرديد. تزريق پول بي حساب و كتاب به تن رنجور اقتصاد ايران، همانند تزريق داروي بيش از حد نياز به تن بيمار نه تنها بهبودي آن را تسريع نكرد بلكه بر مشكلات تورمي و آشفتگي آن افزود.

     نبود زمينه و جايگاهي براي مصرف ثروت به دست آمده از نفت و توزيع نامناسب آن موجب انباشتگي ثروت در بين گروهي خاص و خصوصاً حلقه درباريان گرديد. در حالي كه درصد بالايي از مردم هيچ گاه فرصت استفاده از اين مزايا را نداشتند.

     هجوم كاسبكاران بين‌المللي و به تبع آن مقامات بلندپايه حكومتي خارجي براي جلب توجه شاه ــ كه حكم نهايي جهت عقد قراردادههاي مهم را مي‌داد ــ تهران را به كانون مهم اقتصادي و سياسي آن روز خاورميانه تبديل كرد.

 

     هرگاه تعداد مهمانان خارجي قبل از شروع اين انقلاب نفتي و پس از آن را مورد بررسي قرار دهيم درمي‌يابيم اين سيل نفتي چه تغيير مهمي در تعداد آنها داشته است.

     اين امر تا آنجا پيش رفت كه اسدالله علم اذعان مي‌كند در سالهاي دهه پنجاه كمتر هتلي در تهران بود كه جاي خالي در آن يافت شود و كمتر روزي بود كه دربار شاهنشاهي درگير پذيرايي سران كشورها، سناتورها، نمايندگان مجلس و يا صاحبان صنايع نباشد.

        

 مذاکره محمد رضا پهلوی با هيات آمريکايي در کاخ نياوران

 شاه نيز كه دوست داشت با حضور سيل‌آساي اينگونه افراد، پايتخت خود را به مركز ثقل جهاني تبديل كند و نام خودش را بلندآوازه گرداند ازا ين امر بسيار استقبال مي‌كرد. به طوري كه حتي پذيرايي شاهانه‌اي از برخي سران بي نام و نشان افريقايي و يا آسيايي و يا حتي برخي شورشيان ضدحكومتي نيز در دستور كار وزارت دربار قرار مي‌گرفت.

     پذيرايي از اين جمعيت، طبيعتاً سازمان عريض و طويلي را مي‌طلبيد كه اسدالله علم مي‌دانست چه كند. تشريفات كل شاهنشاهي با كادري پر تعداد وظيفه پذيرايي را برعهده گرفت. و هر چند ماه ليست بلندبالايي از هزينه پذيرايي از سران سياسي ريز و درشت جهان را تقديم دربار مي‌كرد كه مي‌بايستي بودجه آن پرداخت مي‌گرديد.


  

 محمد زضا پهلوی و ديويد راکفلر

البته كار فقط به اينجا ختم نمي‌شد، زيرا غير از هزينه‌هاي اقامتي و پذيرايي معمولي، برخي از استقبالهاي رسمي خاص از برخي سران خارجي شايد چندين برابر هزينه پذيرايي خرج‌تراشي مي‌كرد.

 محمد رضا پهلوی و جعفر نميري در کاخ نياوران

گسيل كردن دانش‌آموزان در مسيرحركت موكب ملوكانه و مهمانش و يا بيكاري يك روزه چندين هزار كارمند دولتي هزينه نانوشته‌اي بود كه به حساب نمي‌آمد.

 









 









 
 
www.iichs.org