» ذوق لطيف ايراني علي ابوالحسني (منذر) بديعالزمان همداني ــ اديب مشهور ايراني عصر آل بويه و نويسنده كتاب مقامات ــ نقل ميكند: در كودكي، همراه پدرم، به خدمت صاحب رسيديم و در حضور او زمين ادب را بوسه داديم. صاحب به من فرمود: يا بني اقعد، كم تسجد، كانك هدهد؟! يك مو بدزيدم از دو زلفش وقتي كه همي موي زد به شانه و آن موي، به حيله همي كشيدم چون مور كه گندم كشد به خانه منصور، كدام است اندر ميانه؟! به بديع گفت: اين سه بيت را به عربي برگردان! بديع گفت: فرمانبردارم. سپس لختي انديشيد و آنگاه گفت: سرقت من طرته شعر حين غدا يمشطها بالمشاط ثم تدحرجت بها مثقلاتدحرج النمل بحب الحناط صاحب كه استعداد شگرف بديعالزمان را ديد، همت به تربيت او گماشت و وي را تحت سرپرستي خاص خود بركشيد و پرورش داد و به اوج رساند، بدينگونه، ميبينيم كه نديمان صاحب نيز، در فضل و ادب دستي بلند داشتهاند. وصي المصطفي حقا امام الانس و الجن 5 حب علي بن ابيطالب هو الذي يهدي الي الجن ان كان تفضيلي له بدعفلعن الله عليالسن! 6 فهو خال للمومنين جميعا قلت: خال، لكن من الخير خال! 7 و كان صاحب لي بطنه كالها و يكان في امعائه معاوي! 8 پسر هند اگر چه خال من است دوستي ويام به كاري نيست ور نوشت او خطي ز بهر رسول به خطش نيز افتخاري نيست در مقامي كه شيرمرداناند به خط و خال اعتباري نيست ميرزا ابوالفضل تهراني، شاگرد صاحب نام ميرزاي شيرازي (پرچمدار نهضت تنباكو) و فقيه و اديب تواناي عهد ناصري، در كتاب "شفا الصدور" با اشاره به ابيات فوق، ميگويد: مسير حركتم به حج، از شام ميگذشت و در اثنا سفر، هنگام عبور از دمشق، خلاصه دو بيت اخير سنايي را ـــ با رعايت جناس تام و لزوم ما لا يلزم ــ در قطعهاي به زبان تازي ريختم: قيل لي: فبم لا تعد ابن هندلك خالا؟ فقلت: ليس بخال و اذنهند جد و ابوسفــيان جد و ذاك اكذب خال و لئن خط للرسول كتابا فهو خط عن السعاد خال و اذا عدت الفحول المز ايالم يكن عبر بخط و خال! ______________________________________ 2. حاج شيخ عباس قمي، هديالاحباب، چاپ اميركبير، صص 134ـ 135 . 3. داستانهاي منسوب به صاحب را، جز آنچه كه در متن به ماخذ آن اشاره شده، از كتاب گرانقدر هدي العباد در شرح حال صاحب بنعباد نوشته مرحوم آيتالله حاج شيخ عباسعلي اديب، صص 231ـ 236 و 256، گرفتهايم. 4. براي سخنان كوتاه و گزيده صاحب بنعباد در مدح مولا (ع)، ر. ك، هدي العباد، همان، ص50 به بعد. 5. حاصل مضمون آنكه: دوستي با علي عليهالسلام، انسان را از آتش دوزخ حفظ ميكند. او تقسيمكننده و فرستنده انسانها در روز رستاخيز به بهشت و دوزخ بوده، و وصي حقيقي پيامبر و پيشواي انسانها و جنيان است. 6. دوستي با علي بنابيطالب، همان راهي است كه انسان را به بهشت رهنمون ميسازد و اگر كساني ميپندارند كه برتر شمردن مولاي متقيان بر خلفا، "بدعت" و كاري ناروا است، من ميگويم كه لعنت خدا بر "سنت" باد! 7. ماحصل مضمون آنكه: يك فرد ناصبي و دشمن خاندان پيامبر، به من گفت: معاويه (از باب اينكهخواهرش، ميمونه بنت ابوسفيان، همسر پيامبر و بنابراين در حكم امالمومنين بود خالو و دايي توست و بهترين نزديكان، خالوها هستند، و او خالو و دايي همه مومنان است. بدو گفتم: بلي، معاويه خالوي ماست، اما خالويي خالي از هرگونه خير و خوبي! دوستي دارم پرخور كه شكمش (از بس كه ميخورد) به سان هاويه است، تو گويي در ميان معده و رودههايش معاويه جاي گرفته است! اشاره به پرخوري معاويه در غذا كه ـ در نتيجه نفرين پيامبر ـ از كثرت غذا خوردن خسته ميشد ولي سير نميگشت، و داستانش در تاريخ مشهور است . 8. ديوان الحاج ميرزا ابيالفضل الطهراني، تعليق و تصحيح محدث ارموي، صص 279ـ 280 . |
| چاپ |