ماهنامه شماره 2 - صفحه 5
 

 

» حكومت استخاره‌اي

 

جلال فرهمند

farahmand@iichs.org

 

استخاره در لغت به معني طلب خير كردن و نيكو جستن است. ريشه آن در دين و سنت است و امري است كه با آن با عالم غيب به مشورت مي نشينند تا اعمال دنيوي به خير و نيكويي سپري شود.

 

استخاره بر چند نوع است كه مشهورترين آن استخاره با قرآن و استخاره با تسبيح است. در انواع استخاره نيت درست و به جاي آوردن طهارت و نماز غالباً توصيه شده است و در آن به هر حال شرط است كه تفال و پرسش درباب چيزهايي كه نارواست يا واجب است نباشد.

 

و استخاره با قرآن، بيش از انواع ديگر استخاره، در امر طهارت دقت واجب است. البته بعد از مقدمات، قرآن را مي گشايند و از آيه يا كلمه أي كه در آغاز صفحه راست هست خير بوده يا شر بودن را درمي يابند. حتي در برخي از قرآنهاي چاپ قديم كلمه خير يا شر در بالاي صفحه چاپ مي شد كه اين امر در اين زمان منسوخ شده است.


در استخاره با تسبيح نخست نيت مي كنند و چشم را مي بندند. بعد به اندازه ثلث دانه هاي تسبيح يا كمتر از آن را در فاصلة انگشتان دو دست خويش مي گيرند. اين تعداد را دو دانه دو دانه طرح مي كنند (مي افكنند) در آخر يك دانه ماند علامت خير است و اگر دو تا ماند علامت شر.

 

در زمان حاضر اين امر بيشتر در مورد مراسم ازدواج و تفحص پيرامون خواستگاران انجام مي شود. ولي در قديم كاربردي بيشتر و اجتماعي داشت. به طوري كه بسياري از خلفاء و سلاطين و سران براي انجام كارهاي خود از اين امر كمك مي گرفتند؛ معاويه در انتخاب پسرش يزيد به وليعهدي خود، مامون خليفه عباسي براي انتخاب عبدالله بن طاهر به امارت لشكر خويش و…

 

در تاريخ معاصر نيز جالب ترين آنها، استخاره محمدعلي شاه براي به توپ بستن مجلس شوراي ملي و نيز استخاره ناصرالدين شاه براي ضرب پول تقلبي است!! كه صد البته اين امر براي مشروعيت بخشيدن و تطهير امور خلاف عرف و دين مزيتي فراوان داشت و دهان بسياري را مي بست!! البته به تناسب استخاره پادشاهان، زيردستان نيز از مزاياي آن استفاده مي كردند، چنانكه در سند ارائه شده در اين شماره بهارستان كه تلگرافي از اميرنظام به قوام السلطنه در آغاز قرن چهاردهم هجري شمسي است چنين برمي آيد كه: اميرنظام براي وسعت بخشيدن به محدوده جغرافيايي حكومت خويش چاره أي نديد جز آنكه دست نياز به سوي استخاره زند و بد آمدن آن را بر حكومت يك ايالت (كرمانشاه) دستاويزي براي استخاره مجدد و حكومت بر دو ايالت (كرمانشاه و همدان) داند. و يا للعجب كه اين بار مطابق ميل ايشان استخاره بسيار خوب و مقبول آمد كه مباركشان باشد. متن سند را با هم مي خوانيم:

 

تلگراف امير نظام به قوام السلطنه در خصوص استخاره

(صفحه 1)

(صفحه 2)

 

 

اداره تلگرافي دولت عليه ايران

 

از همدان به طهران                          تاريخ وصول 19 ثور 1300

 

مقام منيع رياست الوزراء عظام دامت شوكته، به طوري كه خاطر مبارك مسبوق است در بدو تكليف حكومت كرمانشاهان استخاره كرده بد آمد پس از چند روز به نمايندگان كرمانشاهان استخاره نمودم مساعدت نكرد. همان قسم كه حضورا عرض كردم تصميم قطعي موقوف به ورود همدان و تجديد استخاره در اينجا باشد در اينجا هم شقوقي  استخاره كردم هيچ يك مساعد نشد شق ديگري به نظر رسيد استخاره نمودم كه به ترتيب سابق حكومت كرمانشاهان و همدان توام باشد خوب آمد در اين صورت هرگاه راي مبارك هم به اين ترتيب موافق باشد رمزاً جواب مرحمت شود تا عرايض و مطالب لازمه را به عرض برسانم.

 

18 ثور            اميرنظام

 

   

محمدعلي ميرزا قاجار بهنگام تبعيد در بندر ادسا

ناصرالدين شاه به همراه دو تن از زنان خود (شمس‌الدوله، عاليه خانم)

 

 _________________________________

 

منابع:

1. مجله سخن، سال 13 صص 545 تا 560 .

2. مجله يادگار سال پنجم، ش 8 و 9 .

3. كارلا سرنا، مردم و ديدنيهاي ايران، زوار، 1362.


ارسال به دوستان    نسخه قابل چاپ
نام:                  
*رايانامه( Email):
موضوع:
* نظر شما: