ماهنامه شماره 66 - صفحه 6
 

 

» عکسهايي استثنايي از مصدق

 

جلال فرهمند

Farahmand@iichs.org

 

تفرجگاههاي طهران قديم و تهران جديد تفاوت چنداني پيدا نکرده است. دارآباد، دربند، اوين، شميرانات و کلاً ناحيه شمال تهران که آب و هوايي خوش داشت خصوصاً در تابستانها محل گشت و گذار و گلگشت بسياري از تهرانيان خسته از گرما بود. تنها راه رسيدن به اين منطقه در دورۀ قاجاريه به بعد جاده شميران يا شريعتي فعلي بود. خياباني که با توجه به قناتهاي متعدد آن، خياباني نسبتاً باصفا بود. اين جاده از دروازه شميران شروع مي‌شد و به قهوه خانه سيد در محل فعلي پل سيد خندان مي‌رسيد و سپس به سوي شمال و تجريش ادامه مي‌يافت. البته اين جاده کاملاً خاکي بود و برف و باران زمستاني و بهاري، آن را به جاده‌هاي صعب‌العبور تبديل مي‌کرد. تا اينکه در سالهاي پاياني مظفرالدين شاه مونار فرنگي با تسطيح جاده شميران و به کار گماردن تعدادي اتوبوس در آن، دسترسي به تجريش و شميران را آسان نمود که بالطبع بسياري از مردم به آن سمت مي‌رفتند.

 

ساير نقاط شمال تهران چون اوين درکه به نوعي منشعب از منطقۀ شمال تهران و با دسترسيهاي فرعي منشعب از آن، بسيار صعب‌العبورتر از جاده شميران بود. به قريه اوين از قرنها پيش در کتب مختلف با نامهاي گوناگون اشاره شده است. قديمي ترين نامي که از آن ياد شده «ايون» بوده است که در طي سالهاي بعد اندک اندک در لفظ تبديل به اوين شده است. اين منطقه در دورۀ قاجار از نقاط مهم ييلاقي تهران محسوب مي‌شده است. اعتمادالسلطنه در وقايع دوشنبه 27 جمادي الثاني 1299 ق مي‌نويسد: « ... مصمم رفتن به اوين شدم که شاه امروز مهمان امين حضور است. چون اوين به حسن آباد نزديک است مصمم شدم که شب را آنجا بروم ... ميرزا فروغي را در درشکه خود نشانده به طرف اوين رفتم ... [بعد از ناهار] عميدالملک را برداشته به طرف حسن آباد رفتم. از رودخانه تجريش که عبور مي‌شد کالسکه ميان رودخانه گير کرد. کالسکه چي پدرسوخته خواست براند نشد. من از ترس خود را ميان آب انداختم تا که در آب فرو رفتم ... مدتي طول کشيد تا کالسکه بيرون آمد».

(خاطرات اعتمادالسلطنه، ص 172)

 

يا در اوايل تاريخ سلخ ذي الحجة سال 1301 مي‌نويسد: «امروز شاه زودتر از عادت معمول از خواب برخاسته ... مرا احضار فرمودند ... بعد در غياب امين حضور تغيّر زياد فرمودند، چون در اوين، که ييلاق خودش است، سيدي را کتک زد، و عارض شده بود». (همان، ص 319)

 

از ميان اين قريه، رودخانه درکه جريان دارد که از کوههاي شمال درکه سرچشمه مي‌گيرد. اين نهر پس از گذشت از اوين به موازات اتوبان چمران از شرق شهرک غرب داخل کانال کوي گيشا مي‌شود و به سمت مغرب از شمال شهرآرا و صادقيه گذشته در امتداد اتوبان کرج به رودخانه کن مي‌ريزد. آب آن در بهار و اوايل تابستان پر و سرد و لذت بخش است. ولي در اواخر تابستان به حداقل مي‌رسد و گاه خشک مي‌شود. حال با توجه به گرماي زودرس تهران که از اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد شروع مي‌شود خيل علاقه مندان به تفريح و گردشگري را به سوي خود مي‌کشاند که تني به آب زده و از طبيعت لذت مي‌برند. طبيعتاً کساني که دستشان بيشتر به دهنشان مي‌رسيد و اوقات فراغت بيشتري داشتند در اين اماکن حضور بيشتري مي‌يافتند، چنانکه در خاطرات بسياري از رجال قاجاري مي‌خوانيم بسياري از آنان با تأسي از پادشاهان وقت، عمدۀ اوقات زندگيشان به پرسه زدن در ييلاقات اطراف تهران به شکار و تفريح مي‌گذشت.

 

از عکسهاي موجود چنين مي‌نمايد که دکتر مصدق که آن زمان به مصدق السلطنه مشهور بود از جمله کساني بود که به کوه گردي و طبيعت علاقه داشت. اين تصاوير استثنايي که نشان دهنده حضور مصدق با تعدادي از دوستانش در کنار رودخانه درکه است گويا مربوط به آغازين سال قرن چهاردهم هجري شمسي (1300) است. سالي که مصدق پس از جريان کودتاي سيد ضياء از شيراز بازگشته در انتظار انجام وظيفه ديگري بود. اين تصاوير را با هم مي‌بينيم:

 
     

[2936 ـ 1ع]

[2939 ـ 1ع]

[2940 ـ 1ع]

     

 

[2937 ـ 1ع]

 

[2938 ـ 1ع]

 


ارسال به دوستان    نسخه قابل چاپ
نام:                  
*رايانامه( Email):
موضوع:
* نظر شما: