ماهنامه شماره 50 - صفحه 8
 

» جان نثار اعليحضرت

 

جلال فرهمند

Farahmand@iichs.org

 

 

اردشير زاهدي شخصيتي جالب دارد: وي فردي رفيق باز، اهل بذل و بخشش و ريخت و پاش، لجباز، بي تربيت، ... و مجموعه اي از اخلاق و روحيات ضد و نقيض است. انشاي نوشتاري وي در وزارت خارجه ايران زبانزد خاص و عام است. وي همان گونه که سخن مي گفت مي نوشت و سخنان رکيک و ناشايست به وفور در اين گونه نوشتجات دوره وزارتش موجود است.

 

وي هر چند نسبت به زير دستانش بد مي نوشت نسبت به شاه کرنش و خشوعي غير قابل باور داشت.

 

دو سندي که در اين شماره بهارستان ارائه شده نشان از اين شخصيت عجيب و شگفت انگيز دارد. سند اول نامه اي است از اردشير با ضمائمش به اميرعباس هويدا نخست وزير. نامه اي که نشان مي دهد اين جان نثار اعليحضرت شاهنشاهي بدون احتياج و اتکا به حقوق دولتي زندگي مي کند و افتخاري به شاه و وطن خدمت مي نمايد. تلاشي که به قول ادبيات نوشتاري اردشير حتي تا مرحله مستراح پاک کني! اعليحضرت پيش مي رود. وي در اين نامه حتي چک حقوق هفت هزار تومانيش را براي هويدا پس مي فرستد. اما نامه دوم که چرخشي 180 درجه اي نسبت به نامه اول است از مباشرش دکتر احمد تهراني است. دکتر تهراني که از طرفي وکيل و از سويي دلال مشاغل اردشير در ايران است ليستي از زد و بندهاي اقتصادي اين جان نثار اعليحضرت را براي ما رو مي کند که در نوع خود جالب است. زد و بند در ساختمان سازي، سدسازي، کارخانه و ... از جمله اين کارسازيهاست.

 

دو سند مقايسه خوبي است از يک فرد با دو چهره.

 

سند 1: نامه اردشير زاهدي به اميرعباس هويدا نخست وزير

 

[۲-۴۷-۱۱۵ز] صفحه 1

[۳-۴۷-۱۱۵ز] صفحه 2

[۱-۴۷-۱۱۵ز] صفحه 3

 

سند 2: نامه دکتر احمد تهراني به اردشير زاهدي

 

[۱-۵۴-۱۱۵ز] صفحه 1

[۲-۵۴-۱۱۵ز] صفحه 2

[۳-۵۴-۱۱۵ز] صفحه 3


ارسال به دوستان    نسخه قابل چاپ
نام:                  
*رايانامه( Email):
موضوع:
* نظر شما: