ماهنامه شماره 50 - صفحه 7
 

» آرامگاه حكيم عمر خيام نيشابوري

 

مختار حديدي

 

 

نيشابور در روزگاران گذشته يكي از مراكز علم و ادب در ايران به شمار مي‌رفت و شاعران و دانشمندان بسياري را در خود پرورش داده است. اين شهر در دوره اسلامي يكي از چهار شهر بزرگ خراسان بود. وسعت و عظمت اين شهر به حدي بود كه آن را «ام البلاد» مي‌خواندند. در اوايل دوره اسلامي وسعت و عظمت اين شهر شهرتي جهاني يافت به همين سبب بر روي سكه‌هايي كه در دوران خلفاي اموي و عباسي ضرب مي‌شد، نام اين شهر نيز ديده مي‌شود.

 

از جمله بناهاي به يادگار مانده از نيشابور باغي است سرسبز و ديدني كه بناي آرامگاه حكيم عمر خيام، در ميان آن قرار گرفته، اين باغ به خود وي تعلق داشته است.

 

 ابوالفتح عمر ابن ابراهيم خيام يا خيامي نيشابوري مشهور به حکيم عمر خيام، فيلسوف، رياضي دان، ستاره شناس و شاعر قرن پنجم هجري قمري (قرن دوازدهم ميلادي) است. شهرت او گرچه بيشتر به شاعري است اما در واقع خيام فيلسوف و رياضي دان بود.

 

خيام در نيشابور به دنيا آمد. بعدها به دليل آنکه پدرش خيمه دوز بود به خيام معروف شد. وي علاوه بر رياضيات و نجوم، در علم حكمت و تفسير و حديث نيز مهارت داشت. خيام منجم نيز بود و تقويم امروز ايراني، حاصل محاسباتي است که او و عده اي از دانشمندان ديگر، در زمان جلال الدين ملکشاه سلجوقي انجام دادند و به نام  تقويم جلالي خوانده مي شود. وي علاوه بر رياضي و نجوم، در فلسفه، تاريخ جهان، زبان شناسي و فقه نيز متبحر بود.


خيام سفرهاي طولاني به سمرقند و بلخ و هرات و اصفهان کرد و همه جا با روشني تمام در
باب حيرت و سرگشتگي فلسفي خويش سخن مي گفت. رساله اي در کيفيت معراج، رساله ديگر درباره علوم طبيعي و کتابهاي بسيار به زبانهاي فارسي و عربي حاصل زندگي نسبتاً طولاني اوست.

 

موزه خيام

در 28 ارديبهست ماه  1379 به مناسبت برگزاري كنگره جهاني خيام و با عنايت به شأن و مرتبه علمي حكيم عمر خيام و آثار ارزشمند باقي مانده از وي به ويژه در رابطه با دانش ستاره شناسي، تقويم، رياضيات و اشارات مكرر خيام به خاك، كوزه و كوزه گري و اهميت سفال نيشابور و نيز فقدان موزه اي در استان كه به نوعي معرف مراتب علمي و بيانگر ويژگيهاي دوران حكيم عمر خيام باشد، موجب شد كه سازمان ميراث فرهنگي اقدام به تأسيس موزه خيام در كنار آرامگاه خيام نمايد.

 

معرفي آثار

آنچه از آثار خيام وجود دارد يا تاريخ نويسان وجود آنها را ذكر كرده اند رساله ها و مقالاتي است كه در علوم مختلف نوشته است كه عبارتند از:

 

1- رساله اي در جبر و مقابله

2- رساله اي در شرح اصول اقليدس

3- زيج ملكشاهي يا زيج جلالي

4- رساله اي در طبيعيات

5- رساله در وجود

6- رساله فلسفي كه در آن از حكمت الهي در آفرينش عالم و تكاليف مردم و عبادات بحث مي كند.

7- رساله اي در اختلاف فصول و اقاليم

8- نوروزنامه كه درباره رسوم و اعياد ايرانيان به ويژه تاريخ و آداب ايرانيان در روز عيد نوروز است.

 9- ديوان رباعيات

 

تصاوير: جلال فرهمند

   

از جمله رفتگان اين راه دراز

باز آمده اي کو كه به ما گويد راز

هان بر سر اين دو راهه آز و نياز

چيزي نگذاري كه نمي آيي باز 

***

بر چهره گل نسيم نوروز خوش است

در صحن چمن روي دل افروز خوش است

از دي كه گذشت هر چه گويي خوش نيست

خوش باش و ز دي مگو كه امروز خوش است 

***

بر شاخ اميد اگر بري يافتمي

هم رشته خويش را سري يافتمي

تا چند ز تنگناي زندان وجود

اي كاش سوي عدم دري يافتمي 

***

مي خوردن و شاد بودن آيين من است

فارغ بودن ز كفر و دين، دين من است

گفتم به عروس دهر كابين تو چيست

گفتا دل خرم تو آيين من است 

***

درياب كه از روح جدا خواهي رفت

در پرده اسرار فنا خواهي رفت

مي نوش نداني از كجا آمده اي

خوش باش نداني به كجا خواهي رفت 

***

مي نوش كه عمر جاوداني اين است

خود حاصلت از دور جواني اين است

هنگام گل و باده و ياران سرمست

خوش باش دمي كه زندگاني اين است 

***

چون حاصل آدمي در اين شورستان

جز خوردن غصه نيست تا كندن جان

خرم دل آنكه زين جهان زود برفت

و آسوده كسي كه خود نيامد به جهان 

***

ابر آمد و باز بر سر سبزه گريست

بي باده گلرنگ نمي بايد زيست

اين سبزه كه امروز تماشاگه ماست

تا سبزه خاك ما تماشاگه كيست

***

اي دل! غم اين جهان فرسوده مخور

بيهوده نه اي غمان بيهوده مخور

چون بوده گذشت و نيست نابوده پديد

خوش باش غم بوده و نابوده مخور 

***

در دايره اي كه آمدن و رفتن ماست

آن را نه بدايت نه نهايت پيداست

كس مي نزند دمي در اين عالم راست

كه اين آمدن از كجا و رفتن به كجاست 


ارسال به دوستان    نسخه قابل چاپ
نام:                  
*رايانامه( Email):
موضوع:
* نظر شما: