ماهنامه شماره 43 - صفحه 3
 

 

 

» بوی شعرم آبی است

 

فرهاد رستمی

 

شاعر: پريوش نهايي

انتشارات روزنه

چاپ اول: 1385

شمارگان: 2000

قيمت: 1100 تومان

 

جدالِ "اميد" و "يأس" حكايت اين دفتر است. دفتري كه جداي از حس آميزي، مهارتهاي زباني را تجربه مي كند: باورهايمان را/ از اعتماد خويش/ و اشتياق به شكفتن پر كنيم/ تا غرق شكوفه شود/ باغ بي پروانۀ دلهايمان. (ص59)

 

سادگي زبان مهمترين ويژگي اين مجموعه است: ... من ديدم كه باد چگونه خاكستر سر و موي عمه فرهنگ را با خود برد. (ص41)

 

حضور درد آنقدر سهمگين است كه شاعر چون بازيگري در ميان انبوه تماشاگران، بي آنكه قصد "بازي" داشته باشد "زندگي"اش را به روي صحنه آورده است: مرگ/ مثل ليواني پر/ در دست من است،/ مي خواهم آن را بنوشم./ ديگر "آمي تريپ تيلين" اضطرابم را كم نمي كند/ "كلر ديازپوكسايد" مرا از كابوسها نمي رهاند/ "پروپرانولول" ضربان قلبم را پايين نمي آورد/ "رانيتيدين" زخم دلم را درمان نمي كند/ "كليدينيوم- سي" كليد بستۀ شاديها را برايم نمي گشايد./ زبانم خشك/ دهان تلخ است/ مي خواهم مرگ را بنوشم./ اما ... /حسي، ميان تودۀ شريانهايم/ سرشار از تازگي/ سرشار از زيستن/ سرشار از شيدايي/ مرا به زندگي مي خواند. (ص32-33)

 

اين سادگي زباني تا آنجا كه از توضيح گريزان است و به ورطۀ شعار در نمي غلتد، دلنشان است: دلم كه سالها در سردي خود مي لرزيد، اينك چه مشتاقانه/ نسيم خنك پاييزي را/ از تن برگها مي قاپد. (ص61)

 

زبان اشاره از پيچيدگيهاي اين زبان ساده است. پيچيدگيهايي كه بيش از آنكه وامدار واژگان باشد مرهون معاني است: اشياء چه بي خيالند. ارقام چه مستبد./ اشتياق چه گيج/ ارتباط چه گنگ/ و انديشه، چون تخته پاره اي شناور است/ در گرداب جنون! (ص28)

 

شاعر بي آنكه دغدغه قضاوت خوانندگان را داشته باشد با آنكه بر محيط خود اشراف گسترده اي دارد، « در دور دست خود تنها نشسته است» و اين اتفاق خجسته اي است كه شاعر را به خويش باز مي خواند بي آنكه "تصنع"، آسيب كلام او باشد: اميد را چه زيبا رنگ زده اي/ آن دم كه مرگ مي خواهد به رقص آورد/ قامت خزانيت را! (ص54)

 

در اين مجموعه، بازيهاي زباني، بازيهاي محض نيستند و گاهي به درستي پس از مفاهيم به جلوه در مي آيند. تكرار صداي "سين در اين قطعه را بشنويد: كودكان براي بازي با ماسه ها/ به ساحل ساكتم آمده اند/ و به سادگي/ به گونه هاي سردم/ بوسه مي زند! (ص40)

 

شاعر اين دفتر از مرزهاي "درد" به افقهاي "اشتياق" رسيده است؛ براي روزي كه آسمان روشن باشد.


ارسال به دوستان    نسخه قابل چاپ
نام:                  
*رايانامه( Email):
موضوع:
* نظر شما: