ماهنامه شماره 15 - صفحه 4
 

 

» مرگ مي‌خواهي برو گيلان

 

اين مثل در گويش گيلاني به شكلهاي گوناگوني روايت شده است:

مرگ خني بشو گيلان؛ مرگ خئي بشو گيلان؛ مرگ خني بشو كرباس ده 1

اين مثل دو وجه تسميه دارد:

 

يكي آنكه سابق در اين وقتي در گيلان كسي مرحوم مي‏شد، تا يك هفته خانواده متوفي دست به سياه و سفيد نمي‏زدند و رسم بر اين بود كه اطرافيان براي تسلي خاطر خانواده مرحوم، پخت و پز و پذيرايي از ميهمانان و ديگر كارها را برعهده مي‏گرفتند. بدين ترتيب تا يك هفته دودي از آشپزخانه صاحب عزا برنمي‏آمد.

 

ديگر آنكه در گذشته كه گيلان پر از مرداب و مانداب بود و مالاريا غوغا مي‏كرد، بعضي اهالي اعتقاد داشتند كه تابستانها را در ييلاق بگذرانند چرا كه با آن وضعيت، ماندن را صلاح نمي‏دانستند و از بيم بيماري و مرگ، سفر  را بر حضر ترجيح مي‏دادند.

 

__________________________________

 

1. كرباس ده يا كرباس محله كنايه از گورستان است كه اموات را با كفنِ كرباس در آن دفن مي‏كنند. در مازندران بر وجه طنز و كنايه به گورستان، كرباس محله مي‏گفتند.

 

 

 


ارسال به دوستان    نسخه قابل چاپ
نام:                  
*رايانامه( Email):
موضوع:
* نظر شما: