ماهنامه شماره 35 - صفحه 4
 

» خاطرات عميدي نوري

 

56/8/14- ديروز جمعه بود. بعضي از دوستان من آمده بودند. نكاتي از گفته ها يادداشت مي شود:

 

1- جليلي، شماره اي از روزنامه كيهان نزدم آورده بود كه لايحه دولت درباره زمين را درج نموده بود. آن را خواندم بسيار متأسف گرديدم و از نحوه لوايحي كه دولت تهيه مي نمايد و تأسف بيشتر از اينكه پارلمان ايران چنان نقش مرده اي را بازي مي كند كه در اختيار مرده شوي است [كه] به هر نحو بخواهد آن را مي چرخاند. نوشته است قيمت زمين بر اساس ارزشي است كه وزارت دارايي براي اخذ ماليات به عنوان ارزش معاملاتي تعيين مي كند و اگر بنايي هم در آن بود به قيمت عادله روز به وسيله كارشناس [تعيين مي شود.] همچنين اضافه كرده است كه دولت به تشخيص خودش هر معامله اي را بيش از اين مبلغ دانست، حق دارد همان مورد معامله را به همان قيمتي كه خودش تثبيت نموده خريداري و تملك كند. بديهي است اين نحوه تفكر كه به كلي مخالف اصول دموكراسي و قانون اساسي و قانون شرع اسلام است چنان لطمه اي به زندگي مردم مي زند كه اولا ديگر كسي دنبال معامله ملكي نمي رود و اگر سرمايه اي وجود داشته باشد از ايران به سوي خارج به سرعت انتقال مي يابد. ثانيا بسياري از مردمي كه چندين برابر قيمتي كه دولت تعيين نموده است داراي خانه و باغ و مسكن هستند يكمرتبه ثروتشان چندين برابر تنزل خواهد نمود، زيرا وقتي بخواهند آن را بفروشند يا وثيقه براي اخذ پولي بگذارند به همين ميزان دارايي آنها تنزل مي يابد. در حالي كه ساير واحدهاي زندگي از دستمزد، خواربار، پوشاك و غيره به سرعت ترقي مي كند. همچنين بسياري از كساني كه زمين و ملك را حد بالا فروخته و پولها را برده اند به خارج باز هم در ميدان معاملات وارد مي شوند با ثمن بخس خريداري مي كنند بعد هم چون مي توانند زد و بند كنند نه مأمورين شهرداري و نه مأمورين دولت به سراغ آنها نخواهند آمد و اگر هم بفروشند يا بخرند چون اطمينان از مأمورين دارند خيالشان راحت است. اما اگر يك نفر فرد عادي بدون بند و بست، ناچار شود ملكي را بيش از قيمت تثبيت شده بخرد، فورا دولت يا شهرداري ملك او را، به عنوان اينكه من تشخيص دادم بيشتر از قيمت دولت خريداري نموده اي از دست او خواهد گرفت و پول قيمت تثبيت شده را به او مي پردازد. خلاصه هم مانع معاملات مردم مي شود، زيرا هيچ فروشنده اي حاضر نمي شود به آن قيمت بفروشد و هيچ خريداري هم حاضر نيست از ترس قضاوت يك طرفه دولت بيشتر از آن قيمت بخرد و دولت و شهرداري مختار مطلق خواهند بود.

 

2- غلامرضا نوري مقدم گفت: بله، خودهايشان آنچه زمين باير داشته و يا آنچه آپارتمانها در شهركها بوجود آوردند به قيمتهاي پنج شش برابر قيمت منطقه اي فروخته اند حالا با اين نحوه قانونگذاري مي خواهند پدر مردم را دربياورند. من نمي دانم اين چه كشوري است؟ كمونيستي است؟ دموكراسي است؟ چي چي است؟ در كمونيستي البته دولت، مختار مطلق است. ملك و مال دست دولت است. خودش براي مردم مسكن درست مي كند. كار به مردم مي دهد. مسكن مردم را هم دو يك حقوق و مزدش اجاره معلوم مي نمايد. ديگر مردم گرفتار تهيه مسكن شخصي و بنايي و غيره نيستند. در كشورهاي دمكراسي هم مردم، آزاد درمعاملات خود مي باشند. ماليات به دولت مي دهند. ما در رژيم كمونيست سلطنتي هستيم كه پادشاه هم داريم مسلمان هم هستيم قانون اساسي و مشروطه هم داريم اما فشار ديكتاتوري كمونيستي را هم داريم.

 

3- فريدون اهري كه در كار ساختمان وارد است گفت: الان دركشور ما به كلي موضوع خريد و فروش زمين و ملك شهري خوابيده است. مردمي كه دراين كارها وارد بودند اغلب در زحمت از دست طلبكارند، خصوصا اينكه اعتبارات بانكي مردم را هم از آنها گرفته اند، كسي نمي تواند سفته هاي خود را در بانك تحديد كند. نرخ نزول در بازار درباره[...] معتبر 25 تا 30 درصد رسيده است. معلوم نيست چرا دولت چنين[...]

 

4- مهدي منصوري كه كارش بساز و بفروش است در همين موقع وارد گرديد و گفت: من الان 32 آپارتمان از شصت تا صد متري ساخته دارم كه تازه از ساختمان درآمده است نمي دانم چه كنم؟ كسي نمي خرد ولو به قيمت بسيار ارزان. از آن طرف هم بدهي به بانكها دارم. تكليف من چيست؟ مگر گناه كردم مسكن دراين شهر به وجود آورده ام.

 

5- محمدرضا طالقاني گفت: دكتر سيدحسن حاج سيد جوادي، داماد من چند روز پيش در روزنامه اطلاعات در اين باره مطلب خوبي نوشته بود كه چرا داريد اين همه چوب بر سر بساز و بفروشها مي زنيد. آنها لااقل يك چيزي مي سازند و مي فروشند اما چرا سراغ نساز و بفروشها نمي روند كه در اين كشور كار نكرده استفاده مي نمايند، نكاشته درو مي كنند. رفقا همه خنديدند و گفتند واقعا عجب خوب نوشته است. حاج سيد جوادي خوب گفته در كشور ما هر چند روزي يك طبقه را بايد كوبيد و از بين برد كه بيچاره شوند تا سرمايه ها به كلي از ايران به خارج برود چنان كه همين لايحه زمين يكي از آن تدابير است.

 

6- غلامرضا نوري مقدم گفت: تنها مسائل مادي نيست كه كشور ما را زجر مي دهد، زيرا:

 

الف- همين نمايش "جشن هنر و فرهنگ" كه چند سال است در شيراز در مهرماه گرفته مي شود نه تنها بر آبروي كشور نمي افزايد بلكه افتضاح روي افتضاح بار مي آورد. سالهاي پيش هم غلط كاريهايي بود اما امسال افتضاح آن ديگر مافوق بود. از قرار معلوم يك اتومبيل دور تا دور شيشه اي كه در آن زن و مرد لختي در آغوش يكديگر مشغول به فعاليت جنسي بودند، يكي از برنامه هاي اين جشن بود كه به نمايش درآمده بود. گويا در مطبوعات نيز اشاره اي به آن شده بود. به هر حال در اين باره در شهر شيراز واعظي كه گويا برادر همين دكتر سيدعبدالرضا حجازي است بالاي منبر به شدت از اين موضوع ياد نموده خطاب به شهبانو كه آخر تو ملكه كشور اسلامي ايران هستي كه طبق قانون اساسي پادشاه ايران پادشاه شيعه است. اين چه كاري بود كه در برنامه جشن و هنر و فرهنگتان گذارده شده است؟ فرض كنيم ملكه كشور اسلامي نباشي آخر يك زن ايراني كه معروف به حجب و حياست كه مي باشي اين چه كاري بود كه شده است. خلاصه بسيار شديد به شهبانو حمله نمود. اما وقتي از منبر پايين آمد او را گرفتند و نمي دانم حالا در چه حال است.

 

ب- غلامرضا نوري مقدم بعد گفت: درباره آيت الله خميني نيز به مناسبت فوت فرزندش كه مجالس ختم منعقد گرديده بود چه همان واعظ در شيراز و چه دكتر حجازي درمنبر مسجد ارك تهران كه جمعيت انبوهي بودند، از آيت الله خميني زياد سخن به ميان آوردند كه چرا بايد پدري در مرگ فرزند خود دور از وطن باشد. دعاها در حق او كردند و آمينهايي از ناحيه مردم بيان شد درحالي كه تا به حال اگر كسي اسمي از خميني مي برد او را مي گرفتند.

 

7- شهرياري از دامداران سنگسر مي گفت: هژبر يزداني مسلمان شده است و از بهايي گري دست شسته و در اين باب اعلاميه ها چاپ و در سنگسر و تهران پخش شده است. من گفتم: بعضيها چندي قبل درباره او دفاع مي كردند كه در منزلش روضه خواني است چطور پس او بهايي است؟ دكتر الموتي در حالي كه مي خنديد گفت: زن او كه دختر جدلي، وكيل دادگستري است و زن متشرعي است از وقتي كه زن سرتيپ زاده كارگشا بود روضه خواني داشت آن روضه مربوط به او بود اما هژبر بدكاري نكرد. مدتي صندوقدار بهاييها شد از پولهاي آن استفاده زياد كرده حالا مسلمان شده است. هژبر به مناسبت همين روزهاي چهار و نه آبان كه روزهاي تولد شاه و وليعهد است مهمانيهاي مفصل هزار نفره داده است كه خرج زيادي شده است. او بلد است چه كارهايي بكند. فعلا كه سوار است.

 

56/8/18- عصر ديروز به منزل احمد سعيدي رفته بودم. كسي جز رضا هنري، قاضي بازنشسته دادگستري و خود او نبود. سعيدي روزنامه كيهان در دست داشت و با دقت مصاحبه شاه را با خبرنگار نيوزويك مي خواند و گاه گاهي عينك خود را در مي آورد و به گفت و گو مي پرداخت كه آخر اين چه مصاحبه اي است؟ اينها چيست مي گويد؟ بعد رسيد به جمله اي كه از او مي پرسد اگر براي شما اتفاقي افتاد بعد از شما تكليف ايران چيست؟ و شاه جواب مي دهد من وصيت نامه سياسي خود را نموده ام، كارها مرتب خواهد بود. باز هم عينك خود را درآورده با تعجب به من گفت: اين چه مي گويد؟ اين وصيت نامه سياسي او چيست؟ من گفتم: چند سال پيش يكي از دوستان من كه با يكي از ارتشبدها دوست نزديك است به من گفت شاه روزي رؤساي مجلسين و ارتشبدها و نخست وزير و چند نفر از محارم خود را خواست وصيت نامه اي نوشت بدين خلاصه كه رژيم سلطنتي را حفظ كنيد قانون اساسي را محترم بشماريد. ارتش در كار خود دخالت داشته باشد. اگر وليعهد من به سن قانوني اداره كشور نرسيد شهبانو نايب السلطنه است به وظايف سلطنت مي رسد اين همان وصيت نامه اي است كه آقا سيد علي اصغر حاج سيد جوادي در نامه اي كه زمستان پارسال خطاب به معينيان، رئيس دفتر شاه نوشته كه به نظر شاه برساند جواب آن را داده است كه قانون اساسي تعيين تكليف انتقال سلطنت را نموده است. نظام سلطنتي بايد در چهارچوب قانون اساسي باشد. و وقتي قانون اساسي محترم شمرده شد، مشروطه سلطنتي هم باقي است. اما اگر نظام سلطنتي چيزي غير از آنچه باشد كه در قانون اساسي است بر خلاف قانون اساسي و مردود نظر ملت ايران است! سعيدي چشمايش گرد شده گفت: واقعا همچه مطلبي نوشته است؟ گفتم: بله من خودم فتوكپي آن را ديده ام. گفت او را نگرفته اند؟ گفتم: خير فعلا در تهران است. سعيدي باز به قرائت مصاحبه ادامه داد و بعد گفت: اين چه جوابي است كه او مي دهد در مثال پرسش خبرنگار امريكايي كه ديديد وقايع ويتنام و امثال آن را در موقع حمله و جنگ. اگر به ايران حمله اي شود چه خواهيد كرد؟ شاه جواب مي دهد در آن صورت امريكا طبق قرارداد دوجانبه متعهد است به ايران كمك كند و وارد جنگ شود. سعيدي گفت: خبرنگار امريكايي دارد مي گويد كه تجربه نشان داد امريكا وفادار قول و قرار خود نيست و با تجربه جنگ ويتنام كه خود را كنار كشيد ديگر نمي توان به طناب پوسيده اتحاد با امريكا اطمينان يافت اين چه مي گويد؟ من ديدم پيرمرد بسيار نگران از اين مطالب است و مي گويد چرا شاه اصلا اين مصاحبه ها را مي كند؟ چرا او به خود مردم متكي نيست؟ چرا مردم را از خود راضي نگاه نمي دارد؟ كه داخل حلقه را حفظ كند همه اش دنبال امريكاست؟ امريكاييها به فكر خودشان اند. آزمايش آنها در ويتنام كه پنجاه هزار كشته در جنگ با كمونيستها دادند تجربه تلخي است كه تكرار نمي كنند. خلاصه از آقاي سعيدي با يك دنيا حيرتي كه يافته بود من و رضا هنري جدا شديم و خداحافظي نموده به سوي منزل مي آمديم كه اوايل راه هنري مي خواست از من جدا شود به كوچه دست راست به سمت منزل خود برود، گفت: بروم يك شماره از روزنامه امشب بخرم به تنهايي با دقت آن را بخوانم ببينم واقعا چه خبر است؟ حرفهاي شاه دراين مصاحبه مهم است و سرنوشت آينده ما به نظر مي آيد.

 

ارسال به دوستان    نسخه قابل چاپ
نام:                  
*رايانامه( Email):
موضوع:
* نظر شما: