ماهنامه شماره 19 - صفحه 6
 

 

 » همكاري با آپارتايد

جلال فرهمند

farahmand@iichs.org

 

در دهه هفتاد ميلادي پرتنش‌ترين مسئله جهان پس از بحران فلسطين، مسئله آفريقاي جنوبي بود. آفريقاي جنوبي آخرين حد استعمار رنگين‌پوستان بود و خط قرمز ملتهاي تازه مستقل شده قاره سياه با ديگر كشورها براي ايجاد رابطه به حساب مي‌آمد.

 

سياست جهاني شاه در اين برهه زماني با توجه به پشتوانه درآمدهاي هنگفت نفتي، نفوذ هر چه بيشتر در ميان كشورهاي جهان، به خصوص آسيايي و آفريقايي بود. و اين امر با كمك اقتصادي به اين كشورها در اندك زماني به دست مي‌آمد.

 

با اين كار شاه به آرزوهاي فردي خويش كه همانا مطرح شدن به عنوان يكي از اصلي‌ترين سياستمداران جهان بود مي‌رسيد و خودبزرگ‌بيني وي ارضاء مي‌شد.

 

برخي از كشورها مخل اين سياست شاه بود. ارتباط با كشوري همچون اسرائيل طبعاً تنفر دنياي عرب را برمي‌انگيخت و شاه اين را مي‌دانست، ولي همگامي با سياست آمريكا و علاقه خود شاه روابط ايران و اسرائيل را برقرار كرد هر چند كه اين رابطه برملا شده بود، ولي شاه سعي مي‌كرد اين روابط سربسته و محرمانه باقي بماند و حتي سفرهاي مقامات اسرائيلي به ايران كاملاً غيررسمي و سري و تحت نظر سازمان امنيت انجام مي‌شد.

 

عيان شدن ارتباط ايران و آفريقاي جنوبي بازتاب بدتري داشت. اسرائيل حداقل در سازمان ملل نماينده‌اي داشت، ولي آفريقاي جنوبي حتي از سازمان ملل رانده شده بود. تعداد بي‌شماري از افريقاييان با تنفر به سياست تبعيض نژادي آفريقاي جنوبي مي‌نگريستند و بسياري از كشورها از جمله اروپاييان بسيار محتاطانه با اين مسئله برخورد مي‌كردند و سعي مي‌كردند از افريقاي جنوبي دوري نمايند.

 

بدين خاطر ديپلماسي ايران، سياست رابطه مخفيانه را با آفريقاي جنوبي در پيش گرفت. آفريقاي جنوبي به دليل انزواي بيش از پيش خود از اين‌گونه روابط استقبال مي‌كرد. هر چند كه بعضي مواقع برخي از اخبار محرمانه اين روابط از پس پرده بيرون مي‌افتاد و مشكلاتي براي شاه ايجاد مي‌كرد، ولي با سياست مالي و كمكهاي خارجي شاه تاحدي اين مشكلات حل مي‌شد.

 

اولين رابطه رسمي ايران و رژيم آپارتايد در اواسط سال 1349 برقرار شد و سركنسولگري اين رژيم در تهران افتتاح گرديد. دولت ايران نيز احمد تهراني را به سمت سركنسول ايران در ژوهانسبورگ منصوب كرد. وزارت خارجه ايران در جزوه روابط خارجي ايران در سال 1349 دلايلي براي اين كار برشمرده كه در نوع خود خواندني است:

 

1. حضور اعليحضرت رضاشاه پهلوي در چند سال آخر عمر خود در ژوهانسبورگ و تقاضاي مصرانه افكار عمومي ايران براي خريد منزل وي و حفظ و صيانت آن!

2. روابط بازرگاني و وجود اتباع ايراني در آفريقاي جنوبي.

 

تا دو سال بعد چنان روابط بازرگاني بالا گرفت كه حجم مبادلات در كشور به حدود چهل ميليون دلار رسيد. سطح روابط برخلاف ادعاي هر ساله وزارت خارجه ايران از حد بازرگاني گذشت و به مرحله سياسي رسيد. ديدار شهرداران دو پايتخت در سال 52، ديدار رئيس مجلس سناي آفريقاي جنوبي و بالعكس و روابط گسترده فرهنگي تا سال 54 مؤيد اين نظرهاست.

 

در سال 57 آخرين نمونه روابط سياسي و ديپلماتيك اين دو كشور صورت پذيرفت و آن ديدار پيك بوتا وزير خارجه و يكي از عوامل اصلي حكومت تبعيض نژادي آفريقاي جنوبي از ايران بود. طبق معمول اين ديدار كاملاً سري و با مهمانداري ساواك انجام گرفت.

 

بوتا ديدار اختصاصي با شاه داشت و چنان تحت تأثير مهمان‌نوازي دربار ايران قرار گرفت كه در سخنان چاپلوسانه‌اي مي‌گويد:

 

         شاهنشاه ايران تنها شخصيت جهاني هستند كه علاوه بر حقيقت‌بيني و تسلط كاملي كه بر امور سياسي جهاني دارند، مطالب را بسيار روشن و باز و بدون پروا به صورتي كه هست ابراز مي‌فرمايند. اعليحضرت همايوني به امور سياست جهاني و اوضاع دنيا بسيار مسلط و آگاهي مافوق تصوري دارند كه شرفياب شونده را تحت تأثير و نفوذ خويش قرار مي‌دهند.

 

با پشتوانه و پشت گرمي كشورهايي چون ايران و انگليس بود كه تا سالها بعد رژيم آفريقاي جنوبي به جنايتهاي خود بر ضد رنگين‌پوستان ادامه داد و بايد گفت كه سقوط رژيم پهلوي به معني سقوط يكي از بزرگترين حاميان آفريقاي جنوبي بود.

 

سند ديدار پيك بوتا وزير خارجه آفريقاي جنوبي از ايران را با هم مي‌خوانيم:

 

صفحه 1

صفحه 2

صفحه 3

صفحه 4

صفحه 5

 

50-166م

بازديد شهرداران آفريقاي جنوبي از كارخانه كود گياهي

45-166م

ورود دكتر رودي معاون وزارت اطلاعات كشور افريقاي جنوبي به تهران (23/1/1352)

1519-11ع

ورود شمس پهلوي به فرودگاه ژوهانسبورگ (1976)

 

 

 

 

 

 

1511-11ع

حضور شمس پهلوي در ميهماني مقامات سياسي از آفريقاي جنوبي

 


ارسال به دوستان    نسخه قابل چاپ
نام:                  
*رايانامه( Email):
موضوع:
* نظر شما: