ماهنامه شماره 119 - صفحه 4
 

 

» زمستان در شيرپلا

   

در آخرين چهارشنبه پاييزي (29/9/91) توفيق حاصل شد که مجدداً با دوستان همنورد در گروه مهر به ارتفاعات تهران صعودي داشته باشيم.

 

با نه نفر از دوستان از دربند به سوي شيرپلا حرکت کرديم. با توجه به بارش سنگين شبهاي قبل تقريبا همه مجهز به وسايل لازم بوديم. وسايلي از قبيل گتر و يخ‌شکن و... با آرامي رستورانهاي دربند و خورندگان آن را رد کرديم. و از مسير ماشين رو به سمت پس قلعه حرکت کرديم. واقعاً برف زيبا و زيادي آمده بود. با وجود برف هوا گرم و ملايم بود. در حال استفاده از زيباييهاي طبيعت به دوراهي اوسون به شيرپلا رسيديم. گروهي از دوستان از ما جدا شدند و به سمت هتل اوسون و چشمه آن حرکت کردند. و ما به سمت شيرپلا حرکت کرديم.

 

مسير هر چه بالاتر مي‌رفتيم پر برف‌تر و زيباتر مي‌شد. وقتي به آبشار رسيديم هوا در حال تاريک شدن و خورشيد در حال غروب بود. تهران با همه عظمتش به علت آلودگي شديد به سختي ديده مي‌شد و انگار در حبابي تنگ و تاريک قرار داشت. مسير سنگي به سختي طي شد و با توجه به ذوب شدن برفها کفش نامناسب برخي دوستان خيس شده بود و اين بدترين آفت کوهنوردي است.

 

شب هنگام به پناهگاه شيرپلا رسيديم. و با اندکي استراحت و تجديد قوا به سوي سه راهي اوسون به بالا حرکت کرديم. يکي از دوستان گروه قبلي به ما تلفن کرد و معلوم شد دوستان به چشمه اوسون رسيده‌اند و به سوي هتل باز مي‌گردند و منتظر ما خواهند ماند. به بالاي رأس الخط که رسيديم عظمت برف دره را ديديم و با سختي و تلوتلوخوران به سمت پايين رفتيم. با خبر دوستان متوجه شديم که هتل اوسون هم بنابه عللي که نمي‌دانيم تعطيل است و دوستان به سمت پايين حرکت کرده‌اند. با نااميدي هتل را رد کرديم و بدون استراحت تا پاي ماشينهاي همکاران رسيديم. چيزي حدود 6ساعت راهپيمايي توان همه را گرفته بود. به فکر فردا بودم که آيا از خستگي قادر به حرکت خواهم بود يا خير؟

 

يادبود اين کوهنوردي را با هم مي‌بينيم.

 

   

     

     

     

     

     

     

 

     

     

     

 


ارسال به دوستان    نسخه قابل چاپ
نام:                  
*رايانامه( Email):
موضوع:
* نظر شما: